بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 45
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
مشاهدهء رسم ، يا براى اين است كه صاحبش مشاهده خود را ملتفت مىشود و هنوز فانى تام نشده از خود ، يا رسمى و اثرى است از حق در وجود او چنانچه خودش رسم و اثر بوده . قوله « وجدت ثبات الرّسم للرّسم بالحقّ حقيقة » يعنى در وقت تجلى حقايق اگرچه رسوم هم فانى گردد ولى يافتم ثبات رسم را كه حقيقت است براى رسم كه تعيّن بشرى است بسبب حق در حقيقت يعنى در حقيقت مشاهدهكننده حقّ است زيرا كه انسان و موجودات امكانى فانى است ، در هر آن و حق باقيست هميشه و قيّوم وجود و آثار امكانى است ، و وجود اصلى حقيقى ذاتى مر او راست و بس ، كه « گر نازى كند از هم فروريزند قالبها » و مصنّف قس ، مرتبه حق را كه فناء و بقاست اعلا از مقام حقيقت دانسته ، و مقام حقيقت را به عين اليقين اطلاق نموده ، و چون در مرتبه حقيقت فناء و بقاء حاصل نشده همه حقايق را رسوم بشريّت فرموده ، كه هنوز محو نشده ، و در مقام حق كه رسوم با حق و بقاء با حق است رسوم را همه رسم حق فرموده . قوله قس : « و وجدت الحقائق و ان كانت بالحقّ لإدراك الرّسم الرّسميّة رسوما » يعنى يافتم حقايق مشاهدات را كه اگرچه با حق بودند ولى بجهة آنكه بهواسطه آثار و رسوم ادراك مىشود ، كه رسوم بشرى است و نسبت بادراك بشر آنها را در باطن خود ، رسوماند . اگرچه در حقيقت از حقايق حق هستند . قوله قس « فاذا الحقائق ثابت عن الرّسوم » پس در اين هنگام حقايق مشاهدات ناشى از آثار و رسوم است : « لخلوص الإلهيّة » براى خالص بودن مقام الهيت از ادراك بشرى و رسوم آن ، در مقام توحيد افعال . « و عزّ الجبروتيّة » و بجهة عزت جبروت كه عالم صفات و اسماء است و تنزّه او از اينكه صفات بشرى رسوم او باشد . « و ابانة الرّبوبيّة » و دورى و بعد صفت ربوبيت از اوصاف ممكنات و رسوم كه انسان مظهر ربّ و مربوب است يعنى اگرچه در مقام مظهريّت حقايق همه از طرف حق افاضه مىشود ولى در مقام وحدت و اطلاق از همه مبرّاست پس همهء مشاهدات از رسوم بشرى است اگرچه بهواسطه حق است و واضح است كه اگر تعيّنات بشرى و مرآتيت تعيّنات نمىشد حقايق ثابت نمىگرديد و قوام تعيّنات از افاضهء حقّ است و رسوم هم مال تعيّنات است پس تعيّنات كه آثار و رسوم حقّند ، چون حقايق راه مىبينند ازاينجهت آثار